|
BYE
اگر می دانستم آن لحظه که دیارم را وداع می گویم هرگز نمی بینمت............. و بی تو شب ها را با گریه سر می کنم ............ و برای دیدنت ثانیه ها رو سر می کنم ............. هرگز نمی رفتم.............
خدایا بابت هر آنچه به من دادی از تو ممنونم ................ خدایا شکرت................
ای کاش در این دنیای پوچ تنها نبودم
تولدت بهانه ای شد ..... تا بگویم همه روز هایم با تو سر می شود .......... تا فریاد بزنم با تو می مانم .......... تا از تو با فروتنی بخواهم با من بمانی ............ تا باز به یاد آورم که قلبم را پیشکش صدای گرمت کردم ........... تا بدانی که بی بهانه عاشقت هستم ........... دوستت دارم .......... تولدت پیشاپیش مبارک برایت تا آخر عمر آرزوی سلامتی می کنم ای کاش این فاصله نبود تا در کنارت بودم و بهترین روز را در روز تولدت تجربه می کردم
هر کار می کنم تو بازی عشقمون تو برنده ای ......... فدای اون لحن صدات ...... فدای اون حرف زدنات ....... فدای هر چی که تو داری ........ فدای اون ناز چشمات ...................... دوست دارم عزیزم
همون طور که گفتم واستون شعر جدید نوشتم امروز یه شعر می نویسم ...............این شعر رو خودم گفتم واسه کسی که فقط با صداش زنده ام بین ما کیلومترها فاصله است اما به گمانم دل هلمون با هم و در کناره همه.......... و واسش نوشتم تا بی بهونه باز هم فریاد می زنم............دوست دارم بهترینم هنوز نگاتو یادمه تو اون شب های بارونی شبها با هم حرف می زدیم تو اوج تاریکی شب هنوز طعم اون بوسه هات یه لحظه بودن باهات ساحل چشم های ترم هوای این دورو برم این قلب خسته ام می خواد از تو قفس فقط می خواد خب دیشب با عشقم شعر رو ادامه دادیم اینم از ادامش ذکر این روزهام شده قبله این دلم شده اون روزا رو یادت می آد؟ فکر می کردی که یه روز حالا فقط تو این شب ها صدای گرم و آرومت هزار سالم که بگذره خستگی معنا نداره باران بهاری وsombat
این هم از امروز ما
اگه تو رو دوستت دارم خیلی زیاد منو ببخش......... اگه توئی اون که فقط دلم می خواد منو ببخش........... منو ببخش اگه واسه چشمای تو خیلی کمم............ تو یه فرشته ای و من اگه فقط یه آدمم........... منو ببخش اگه می خوام تو رو واسه خودم.......... ببخش اگه کمم ولی زیادی عاشقت شدم......... منو ببخش ......................
عشق با روح شقایق زیباست عشق با حسرت عاشق زیباست عشق با نبض دقایق زیباست عشق با زهر حقایق زیباست .................عشق با حسرت دیدار تو بودن زیباست ببخش من رو که دوست دارم
چند تا جمله و شعر کوتاه عاشقونه ........اما خودم ننوشتم این روزا حال شعر گفتن ندارم اصلا حال و هواش نیست اما این دل وقتی میگیره باید جملات عاشقونه بخونه تابا یاد تنهاییاش آرومش بشه!!!! ای عشق مدد کن که به سامان برسی چون مزرعه تشنه به باران برسی یا من برسم به یار یا یار به من یا هر دو بمیریم و به پایان برسیم کاش قلبم درد پنهانی نداشت ........سینه ام هرگز پریشانی نداشت کاش برگ های آخرین تقویم عشق........حرفی از یک روز بارانی نداشت کاش می شد راه سخت عشق را..........بی خطر پیمود و قربانی نداشت به من می گفت آنقدر دوستت دارم که اگر بگویی بمیر می میرم........ باورم نمی شد......فقط برای یک امتحان ساده به او گفتم بمیر....! سال هاست در تنهایی پژمرده ام.....کاش امتحانش نمی کردم......... آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم تقصیر کسی نیست که این گونه غریبیم شاید که خدا خواست که دل تنگ بمیریم بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند قاب عکس توست اما شیشه عمر من است بوسه بر مویت زنم ترسم که تارش بشکند تار موی توست اما ریشه عمر من است هر وقت بعد ۱۲۰ سال رغتی اون دنیا وقتی خواستی از پل صراط رد بشی و بهت گفتن یکی حلالت نکرده اون منم که به این بهونه می خوام یه بار دیگه ببینمت !
یکی به من پاسخ بده................. چرا یه دختر نمی تونه راحت بگه دوست دارم؟ چرا یه دختر مثل همه پسرا نمی تونه یه بلاگ عاشقونه داشته باشه؟ چرا همه فکر می کنند یه دختر باید متین باشه تا پسر بگه دوست دارم ؟ آخه چرا این طوریه؟ چرا یه واژه سنگین شدیم؟ چرا محدودیت؟ چرا چرا چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
امروز واستون یه شعر قشنگ دارم نمی دونم شاعرش کیه!اما هرکی هست خیلی قشنگ نوشته ......... عاشقی جرم قشنگیست ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم چند وقتی است که تنها به تو مباندیشم به تو آدم به تو یعنی همان منتظر دور به همان سبز صمیمی به همان باغ بلور به همان زل زدن از فاصله دور به هم یعنی آن شیوه فهماندن منظور به هم به نسیم به تکلم به دل آرایی تو به صبوری به خموشی به شکیبایی تو شبحی چند شبی است آفت جانم شده است اول نام کسی ورد زبانم شده است در من انگار کسی در پی افکار من است یک نفر مثل خودم عاشق دیدار من است یک نفر ساده چنان ساده که از سادگی اش می توان یک شبه پی برد به دل دادگی اش آی بی رنگ تر از آیینه یک لحظه بایست راستی این شبحه هر شب تصویر تو نیست؟ حتم دارم که تویی آن شبح آیینه پوش عاشقی جرو قشنگیست به انکار مکوش...........
و چه بی پروا عاشق شدیم ما..................
و باز هم در اوج تنهایی هایم شکستم............................. و ای کاش این سکوت لحظه ها می شکست و وجودم به زیر این خاک سرد آرام می گرفت
امروز بعد از چند ماه قصد کردم با تنها بیام خونه با خط ۱۱ حالا گذشته از شوخی و خنده امروز واسم حال و هوایی دیگه داشت ما آدما فقط دنیای رو خودمون و مشکلات خودمون می دونیم اما وقتی یکم توی این دنیا چشمامون رو باز کنیم می بینیم که همه ازدردها و بد بختی هاشون می نالند توی راه هر کسی تو فکر بود ....با خودش حرف می زد .....جنجال ها و مشکلاتشو تو خلوت تنهاییاش هزار بار تو ذهنش دوره می کرد .....۱ بار ۲بار ۳بار ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ ها بار.................و آری باز هم پایان نداشت!!!!!!!! و من هر روز برای مشکلات کوچکم که شاید همه شیرینی های این زندگی ساده ام است گریه می کنم دریغ از این که به یاد آورم زندگی کوتاه ترین فاصله است که حتی دقیقه ها و ثانیه ها هم از گذرش بی خبرند
روی طلق شیشه ای با نقطه نقطه ها طرحی از چهره یار زدم ای کاش پیشم بود تا کمتر حرف از دوری میزدم این روز ها که دورم دارم تصویر سمبات رو روی طلق می کشم . باید یه اعترافی کنم باران بهاری توی همه سال های عمرش نشده بود که پسری بتونه واسش دلبری کنه یا حتی به خوبی بتونه باهاش بحرفه ! اما سمبات تنها کسی بود که این دل لعنتی من رو با همه احساسات بی احساسش به دست آورد !!!!! ای خدا این دل چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ |
About![]()
یه شاعر متولد 26/3/00 بانام باران بهاری متولد اصفهان اما از 11سالگی اومدم تهران و حال دلتنگ گذشته های شیرینمم ..................
Home
|